روی هر بیت کلیک کن تا معنی، تفسیر و واژهنامهاش را ببینی.روی هر بیت بزن برای دیدن معنی و واژهنامه
برای کارتِ اشتراکگذاری بیتِ مطلع:یا روی هر بیت کلیک کنتا کارتِ آن بیت را بسازی
🎙 خوانش این شعر بهزودی اضافه میشود
تو هم خوانشات را ثبت کن
اگر دوست داری خوانشِ خودت از این شعر را با ما در میان بگذاری، در بخشِ خوانشهای صوتی میتوانی همینجا خوانشت را ضبط کنی. پس از تأییدِ ادمین، خوانشِ تو در همین صفحه برای همگان پخش میشود.
خوانشهای صوتی
خوانشِ این شعر را بشنو — یا خودت خوانشت را ثبت کن.
۰ خوانش
در حال بارگذاری خوانشها…
خوانشهای حافظ شیرازی
نقدِ هفتلایه
هفت دریچه برای دیدنِ این شعر — از نسخهشناسی تا ارزیابیِ نهایی
زبانِ این غزل، در نگاهِ نخست، فارسیِ کلاسیکِ سدهٔ هشتم با همان درجه از فخامت و سادگیِ موزون است که در سراسرِ دیوانِ حافظ سراغ داریم. نسبتِ واژگانِ فارسی به عربی در این غزل به اعتدال است و حافظ از درهمتنیدگیِ این دو سرچشمهٔ زبانی برای ساختنِ بافتِ موسیقاییِ خاصِ خود بهره میگیرد. در مصراعِ «رویِ تو کس ندید و هزارت رقیب هست» نیز همین تعادلِ زبانی به چشم میخورد: ترکیبِ تصاویرِ بومیِ ایرانی با اصطلاحاتِ بلاغی-عربی، که جانمایهٔ سبکِ حافظ است. از نظرِ نحوی، حافظ در این غزل به طرزی نمایان از ساختارهایِ کوتاهِ ندایی و اضافیِ فشرده بهره میگیرد؛ بسیاری از مصراعها بدونِ فعلِ ربط میگذرند و گزارشهایِ تصویری بر صحنه مینشینند.
گرههای دستوریِ این غزل بیشتر در حذفِ فعلهای ربطی، تقدیم و تأخیرِ ارکانِ جمله، و کاربردِ پیشوندهایِ کهنهای چون «بر-»، «در-»، «ز-» نهفته است. اصطلاحاتِ خراباتی و رندی مانند «قلندر»، «خرابات»، «پیرِ مغان»، یا «خمّار» در شبکهٔ واژگانیِ غزل حاضرند و رنگِ خاصِ زبانِ رندانهٔ حافظ را میسازند. در برابر، واژگانِ زهد و تقوا (مانند «زاهد»، «شیخ»، «صومعه»، «محتسب») به طورِ پرسشگرانه بهکار رفتهاند تا تقابلِ گفتمانی حافظ با نهادِ تقوایِ رسمی را بازنمایی کنند. این غزل، در پایان، نمونهای دیگر از تسلطِ شاعر بر اقتصادِ واژگانی است: هر کلمه بارِ معناییِ بسیار به دوش میکشد و حذف نمیپذیرد بیآنکه ساختار آسیب ببیند.
به این شعر امتیاز بده
۰.۰از ۵·۰ رأی
حاشیهنویسی
با ادب و دقت بنویس — فقط متنِ فارسی پذیرفته میشود.
حاشیهنویسی
با ادب و دقت بنویس — فقط متنِ فارسی پذیرفته میشود.
در حال بارگذاری حاشیهها…